تحولات منطقه

این روزها عرصه هنر شاهد اجماع بی‌سابقه‌ای میان کاریکاتوریست‌های جهان است که با طرح‌های خود حقایق دردناک جنگ، لایه‌های پنهان خشونت و ویرانی، رنج انسانی و تناقضات و ابهامات سیاسی را به تصویر کشیده‌اند و آن را چون سندی تاریخی در حافظه جمعی حفظ کرده‌اند.

کاریکاتور چگونه به خط مقدم نبرد رسانه‌ای در جنگ تحمیلی سوم آمد؟/ جبهه جهانی هنر علیه تحریف روایت‌ها
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

جنگ‌ در دنیای معاصر، دیگر به میدان‌های نبرد محدود نمی‌شود و افکار عمومی نیز به موازات آن، در تسخیر روایت‌ها قرار گرفته‌اند. در این میان هنر از مؤثرترین ابزارهای بازنمایی واقعیت و حقیقت است و کاریکاتور با بیانی ساده و فراگیر، نگاهی تلخ و زبانی بُرنده و نقادانه توانسته حقایق دردناک جنگ، لایه‌های پنهان خشونت و ویرانی، رنج انسانی و تناقضات و ابهامات سیاسی را به تصویر بکشد و آن را چون سندی تاریخی در حافظه جمعی جهانی حفظ کند.
در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز کاریکاتور به عرصه‌ای برای مقاومت فرهنگی و بیان انتقادی تبدیل شد و اتفاقی بی‎سابقه از یک ائتلاف جهانی میان هنرمندان اقصی نقاط دنیا در محکومیت خشونت و جنایات جنگی و مذمت آن شکل گرفت. هنرمندان ایرانی؛ از پیشکسوتان و نسل جوان‌ گرفته که این ایام حضوری مستمر در میدان فرهنگی دارند و ندای حقیقت را به گوش مخاطبانشان می‌رسانند تا مشهورترین کاریکاتوریست‌های دنیا، هر روز با تصاویر تازه‌ای ابعاد این جنگ نابرابر را پیش چشم مردم قرار می‌دهند.

در ادامه، با مسعود شجاعی‌ طباطبایی که جنایات جنگی دشمن را در قالب کاریکاتورهایش به تصویر می‌کشد و همچنین عباس ناصری که با انتشار «خبرنامه جنگی» حال و هوای کاریکاتورهای مجلات دهه‌های ۶۰ و ۷۰ را زنده کرده، درباره دلایل همبستگی هنرمندان و مسیر پیش رو، همچنین اهمیت و نقش کاریکاتور در این مقطع مهم تاریخی گفت‌وگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

کاریکاتور در خط مقدم روایت جنگ

مسعود شجاعی ‌طباطبایی، کاریکاتوریست برجسته که از ابتدای جنگ تاکنون هر روز به تولید اثر مشغول است، درباره جامعه هدف خود این‌طور می‌گوید: من در این میدان با دو جبهه مخاطب داخلی و خارجی مواجهم و هدف اصلی، بازنمایی و تبیین حقایق این جنگ برای هر دو گروه است. از این منظر، برای افکار عمومی جهان اهمیت دارد که بدانند یک هنرمند ایرانی چه نگاهی به وقایع دارد و این رویدادها را چگونه تفسیر، تحلیل و ارائه می‌کند. بر همین اساس، بخشی از فعالیت‌های من معطوف به تولید و انتشار آثاری در شبکه‌های اجتماعی و همچنین سایت‌های خبری است.

وقتی هنر، زبان مشترک اعتراض می‌شود

وی در واکنش به اینکه در عرصه بین‌المللی نیز جریان قابل توجهی در حال شکل‌گیری است و همکاری و همراهی کاریکاتوریست‌های مطرحی همچون لوئیس فرناندز، مارکوس دوسوزا، کارلوس لطوف و در صدر آن‌ها کمال شرف، نشان‌دهنده اهمیت این حرکت جهانی است، تأکید می‌کند: در جریان مسابقه «هولوکاست»، افتخار میزبانی از کمال شرف را داشتیم و این حضور، انگیزه مضاعفی در فعالیت‌های او ایجاد کرده است. کمال شرف را می‌توان یکی از حرفه‌ای‌ترین هنرمندان عرصه بین‌المللی دانست که با نگاه تیزبینانه و سبک ساده؛ اما اثرگذارش شناخته می‌شود. به نکته‌ای که اشاره کردید بازگردم؛ طبیعتاً وقتی کاریکاتور حول یک موضوع مشخص و محوری متمرکز می‌شود، بیشتر دیده و شنیده خواهد شد. با این حال، تمرکز رسانه‌ها غالباً بر چهره‌های خاصی است و بسیاری از هنرمندان دیگر کمتر دیده می‌شوند.

برای نمونه، در آمریکای لاتین هنرمندی برجسته به نام «کوین هو» فعالیت قابل توجهی دارد و تقریباً هر یک یا دو روز اثری با موضوع جنگ ایران تولید می‌کند. این میزان دغدغه‌مندی و استمرار در تولید آثار، بسیار قابل توجه است. همچنین هنرمند دیگری به نام «رُسِم» در مالزی فعالیت می‌کند که اگرچه ممکن است نام او کمتر شنیده شده باشد؛ اما جایگاه بسیار مهمی در شرق آسیا دارد و خانه کاریکاتوری به نام او تأسیس شده و آثارش بازخورد گسترده‌ای در فضای مجازی دارد. افزون بر این، هنرمندان بسیاری از کشورهای اروپایی؛ از جمله یونان، لهستان و ایتالیا نسبت به این وقایع به‌ شدت معترض‌اند و به‌صورت مستمر در حال تولید اثر هستند.

شکل‌گیری یک ائتلاف بی‌سابقه از هنرمندان جهان

این طراح و گرافیست مطرح با بیان اینکه این فعالیت‌ها منجر به‌ هم‌افزایی جهانی شده و در نتیجه به دیده‌ شدن بیشتر این جریان کمک کرده، تصریح می‌کند: پس از ۴۵ سال فعالیتم در این حوزه، با قاطعیت می‌گویم که تاکنون چنین اجماع بین‌المللی روشنی میان جبهه‌های حق علیه باطل دیده نشده و امروز به‌وضوح می‌توان این همبستگی را مشاهده کرد. حضور گسترده مردم، رشادت نیروهای نظامی و همچنین بازتاب ظلم‌ها و رفتار چهره‌هایی مانند ترامپ و نتانیاهو، همگی نشان‌دهنده وضوح این تقابل است. حتی در میان شهروندان آمریکایی نیز صداهای معترضی شنیده می‌شود؛ برای مثال، دیوید بالدینگر، کاریکاتوریست برجسته آمریکایی در واکنش به برخی از آثار من، با ابراز تأسف از شرایط موجود، نسبت به وضعیت سیاسی کشور خود انتقاد می‌کند.

کاریکاتور در برابر جریان‌های سازمان ‌یافته

مدیر پیشین مرکز تجسمی حوزه هنری در ادامه به جریان‌هایی که به‌صورت سازمان ‌یافته و با انگیزه‌های مالی در حال تولید محتوا علیه ایران هستند، اشاره می‌کند و می‌گوید: برای مثال، سایتی با عنوان «cartooning for peace» که در فرانسه فعالیت می‌کند، ابتدا با هدف مخالفت با اسلام شکل گرفت و اکنون به‌طور آشکار رویکردی ضد ایرانی دارد. مدیریت این مجموعه بر عهده «ژان پلانتو»، کاریکاتوریست سابق روزنامه لوموند است که فعالیت‌های خود را به‌طور متمرکز در این بستر دنبال می‌کند. همچنین مجموعه‌هایی مانند سندیکای «کی‌گل» نیز در آمریکا فعال‌اند، هرچند به نظر می‌رسد با کاهش استقبال مواجه شده‌اند و تأثیرگذاری گذشته را ندارند.

او اضافه می‌کند: در مقابل، در ایران ده‌ها هنرمند بدون هیچ‌گونه چشمداشت مالی و صرفاً از سر احساس مسئولیت و دِین نسبت به مردم، در حال فعالیت هستند. این هنرمندان خود را مدیون جامعه می‌دانند و همچون سربازان، بی‌وقفه به تولید اثر می‌پردازند. در مجموع می‌توان گفت این حرکت به یک جریان گسترده در میان هنرمندان تبدیل شده است؛ جریانی که نه‌تنها در حوزه هنرهای تجسمی؛ بلکه در سایر عرصه‌ها نیز گسترش یافته است. امروز بسیاری از هنرمندانی که پیش‌تر سکوت اختیار کرده بودند، وارد میدان شده‌اند و همچون مردم، به ایفای نقش خود می‌پردازند. این حضور گسترده نشان‌دهنده درک عمیق از شرایط و اهمیت موضوع است و فقدان این درک، عملاً فرد را از این جریان و جامعه جدا می‌کند.

ضرورت روایت دقیق در زمانه تحریف

شجاعی طباطبایی در پایان گفته‌های خود تأکید می‌کند: آنچه امروز اهمیت دارد، نقش کاریکاتور به‌عنوان یک ابزار مؤثر رسانه‌ای در تبیین واقعیت‌هاست؛ زبانی که به ‌سرعت قابل انتقال بوده و با بهره‌گیری از طنز، توان بالایی در روایت‌گری و افشای حقیقت دارد و دقیقاً مانند یک سلاح عمل می‌کند. در شرایطی که خطر تحریف روایت‌ها وجود دارد، تولید آثار دقیق و به ‌موقع، اهمیتی دوچندان پیدا می‎کند.

«خبرنامه جنگی» چطور شکل گرفت؟

اما عباس ناصری، طراح و کارتونیست که «خبرنامه جنگی» را با نگاهی به جریان کاریکاتور در دهه ۶۰ به تصویر درآورده، درباره شکل‌گیری ایده این خبرنامه با تأکید بر ضرورت ماندگاری کاریکاتورها می‌گوید: تجربه من در جنگ ۱۲ روزه و ماندگار نشدن آن آثار، در این مدت ذهنم را درگیر کرده بود که راهی برای حفظشان پیدا کنم تا اینکه تصمیم گرفتم از سبک مجلات کاغذی دهه‌های ۶۰ و ۷۰ استفاده کنم و سیستمی طراحی کردم که آثار شماره‌گذاری شده، دارای صفحه و لوگو باشند و براساس این قالب، اخبار روز جنگ را با زبانی همراه با آرامش و طنز ارائه دادم. تمام مراحل از ایده‌پردازی تا طراحی و چیدمان توسط خودم انجام شد و شاید همین تک‌نفره بودن آن سبب تداوم پروژه است. خوشبختانه این روش نتیجه‌بخش بود و کارها دیگر گم نشدند به‌طوری که اگر امروز کسی شماره ۳۸ را ببیند، متوجه می‌شود ۳۷ شماره پیش از آن نیز وجود دارد.

طنز در دل اضطراب

وی درباره دغدغه‌های خود در طراحی این کاریکاتورها تأکید می‌کند: من یک کارتونیست اجتماعی هستم و آثارم بیشتر جنبه تلخ دارند تا طنز؛ اما در این جنگ تلاش کردم به سمت طنز بروم و از دیالوگ بیشتر استفاده کنم. احساس کردم در شرایطی که مردم در معرض فشار و نگرانی هستند، زمان آن است که ترس از جنگ و بمب با زبان طنز کمتر شود و به همین دلیل رویکرد طنزآمیز را در این خبرنامه حفظ کردم.ناصری درباره میزان برقراری ارتباط مخاطبان با کاریکاتور می‌افزاید: مشکل کشور ما این است تنها زمانی‌ که به هنرمند نیاز داریم، به سراغ او می‌رویم، در حالی‌ که کاریکاتور هنری است که مردم باید در طول سال، در قالب‌های مختلف اجتماعی و موضوعات روز آن را ببینند. اگر به طور مستمر به این حوزه توجه شود و موضوعاتی مانند گرانی، اقتصاد و مسائل اجتماعی در آن بازتاب یابد، طبیعی است که در مواقع حساس نیز با انگیزه بیشتری دنبال خواهد شد. بخشی از این تداوم بر عهده هنرمند و قسمتی نیز وابسته به حمایت‌هاست.

جای خالی کاریکاتور در مطبوعات

وی در ادامه، درباره دلایل کمرنگ شدن کاریکاتور در جامعه و حذف آن از مطبوعات می‌گوید: همیشه گفته‌ام جایگاه اصلی کارتون، میان مردم است؛ چه در مطبوعات و چه در هر فضای دیگری. زمانی که هنر به گالری‌ها و نگارخانه‌های محدود و در بسته منتقل شد و در اختیار عده‌ای خاص قرار گرفت، این وضعیت هم تغییر کرد. مطبوعات خاستگاه اصلی کاریکاتور است؛ اما همین مطبوعات هم امروز کاریکاتوریست را صرفاً به‌عنوان تصویرساز می‌بیند و ترجیح می‌دهد به ‌جای ستون کاریکاتور، آگهی منتشر کند و در کنار این‌ها، حذف مطبوعات کاغذی پس از کرونا نیز به این روند دامن زده است.

کاریکاتور؛ فراتر از یک هنر تزئینی

ناصری اظهار می‌کند: این هنر صرفاً تزئینی نیست؛ بلکه مبتنی بر تفکر است و در سراسر دنیا در رسانه‌ها و حتی عرصه سیاست نقش مهمی را ایفا می‌کند. بنابراین نباید تصور کرد که کاریکاتور فقط در زمان جنگ کاربرد دارد. با این حال، یکی از مشکلات این است که کاریکاتور هیچ‌گاه در سبد فرهنگی مردم جایگاه ثابتی نداشته در حالی ‌که در بسیاری از کشورها، این هنر مورد حمایت نهادهایی مانند شهرداری‌ها و سازمان‌های فرهنگی قرار می‌گیرد. با این حال ما مشغول راه‌اندازی بنیاد جهانی کاریکاتور با حضور ۴۵ کشور هستیم تا هنرمندان این حوزه در یک چارچوب مشترک گردهم بیایند و برخی کاستی‌های موجود در نهادهای بین‌المللی برطرف شود.

روایت تاریخ از زاویه‌ای متفاوت و بدون تعارف

وی در پایان با اشاره به اهمیت نقش کاریکاتور در ثبت وقایع مهمی همچون جنگ تأکید می‌کند: تاریخ را معمولاً فاتحان یا ثروتمندان می‌نویسند؛ اما از نظر من، تاریخ زمانی رسمیت پیدا می‌کند که مجلات کاریکاتور منتشر می‌شوند. وقتی به این مجلات نگاه می‌کنیم، واقعیت‌هایی مانند تورم، فساد و فقر را می‌بینیم؛ مسائلی که ممکن است در روایت‌های رسمی نادیده گرفته شوند. به همین دلیل کاریکاتور در بسیاری از کشورها با محدودیت مواجه می‌شود.
من احساس می‌کنم در حال ثبت تاریخ هستم و می‌خواهم یک سند تاریخی را از زبان کاریکاتور برای آیندگان بسازم. ممکن است در کاریکاتور اغراق باشد؛ اما دروغ وجود ندارد. متأسفانه برخی کاریکاتورها امروز به ‌جای واقع‌نگاری، به توهم‌پردازی روی آورده‌اند در حالی ‌که رسالت هنر، بازتاب واقعیت‌هاست. هدف من در پروژه «خبرنامه جنگی» این بود که با ثبت تاریخ و تیترگذاری، آثار هویتی مشخص داشته باشند و هرگز گم نشوند. تلاش می‌کنم سندی تاریخی و هنری خلق کنم که حتی ۵۰ سال بعد نیز ماندگار باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha